
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب ازچه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این توو لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من در کنارت بودمو نشناختی.....
عاشق شدم و محرم این کار ندارم
فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم
بسیار شدم عاشق از این پیش
بوسه یعنی لذت دل دادگــــی لذت از شب ، لذت از دیوانگـــی
بوسه یعنی حس خوبه طعـــم عشق ، طعم شیرینی به رنگ سادگـــــی
بوســـه یعنی آغازی برای ما شــــدن ، لحظه ای با دلبری تنها شـــــدن
بوســـه سرفصله کتاب عاشقـــی ،بوسه رمز وارد دلها شــــــــدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان ، بوسه ...................



يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند